توضیحات
“کوهها باهماند و تنهایند
همچو ما باهمان تنهایان”
الف بامداد
باهمان، روایت یک دیدار است؛ دیداری بس عمیق و دقیق. رویارویی انسان با خویشتن و نگریستن در آیینهٔ جان انسان. دیدن همهٔ خوبیها و بدیها، درستیها و نادرستیها، کژیها و راستیها و خلاصه همهٔ آنچه او هست، نه از پس یک نگاه تکبعدی. در این روایت همه، با هم زندگی میکنند و خویش را در یکدیگر میبینند و در این تصاویر آینهگون در جستوجوی معنای زیست خودشان میگردند، همچون کسی که در تاریکی، دست میساید تا دری بگشاید؛ تا راهی به رهایی بجوید؛ تا به چشمهٔ خورشید راه برد، و در یک کلمه از پس مهمترین پرسشهایی که بر جانش چنگ میزنند به شایستگی برآید. باهمان کوشیده است، روایتگر این آدمیان گونهگون باشد که هر یک راه خویش را میروند و بار خویش میبرند. باهمان، قصهٔ انسان امروز است، این زمانهٔ عسرت و حسرت.




نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.